على محمدى خراسانى
416
شرح منطق مظفر (فارسى)
داريم . مانند پيامبران و امامان معصوم عليه السّلام كه اگر خطيبى را تأييد كنند يا خطيب به كلام آنان استشهاد كند ، تأثير آن براى پيروان انبياء و ائمّه به مراتب بيشتر خواهد بود . ب . آنهايى كه ظن به صدق آنها داريم چون معصوم نيستند ولى مورد وثوق و اطمينان جامعه هستند . از قبيل حكماى جامعه و شعراى بزرگ كه خطيب را تأييد مىكنند يا خطيب براى تأييد مطلب خود سخنى از حكيمى بزرگ به مطلب خطابى خويش ضميمه مىسازد . مثلا به كلام صدر المتألهين ، ابن سينا و . . . استناد مىكند يا به شعرى از يك شاعر بزرگ امثال سعدى ، حافظ و . . . استناد مىكند . 2 . شهادت قول جمعيّتها و يا قول حاكم و يا قول نظّارة ( اينان هرسه مخاطبين خطيب هستند و هركدام داراى ويژگىاى هستند كه در مطلب دوازدهم بيان خواهد شد ) حاصل مىشود ، و تأييد اينان خطيب را به اين است كه يا او را تصديق مىكنند ، مثلا به دنبال هر بند از قطعنامه يك يا سهبار مىگويند صحيح است و يا براى او هاتفى مىكنند يعنى با فرياد بلند و هورا كشيدن ، تكبير گفتن يا صلوات فرستادن يا نعرهء حيدرى كشيدن كه در بلاد پاكستان معروف است او را تأييد مىكنند و يا با تصفيق و كف زدن او را تأييد مىكنند و يا مانند اينها مثلا با سوت زدن او را تأييد مىكنند و . . . 3 . شهادت قول به واسطهء يك سلسله وثيقههاى ثابت و غيرقابل تغيير حاصل مىشود . از قبيل صكوك « سفتهها و قبضهاى بدهى » ، سجلّات « چك با مهر » كنايه از طومارهايى كه در تأييد مىنويسند و امضاء مىكنند ، و از قبيل آثار تاريخى و امثال اينها كه مورد استشهاد خطيب بوده و بدينوسيله كلامش را تأييد مىكند . شهادت قول علاوه بر اينكه از اعوان است خود مستقيما و به تنهايى مفيد فايدهء اقناع است ، لذا گاهى خطيب ، خود اين شهادت قول و نصرت و معين را در استدلال خطابى آورده و مقدّمه استدلال خويش قرار مىدهد بدون اينكه از خود سخنى داشته باشد ، در اين صورت كه كلام نبى ، امام ، حكيم ، شاعر و . . . در مقدّمه استدلال آمده نام اين مقدّمه و مبدء تصديقى « قضيّهء مقبوله » است كه مكرّر گفتهايم يكى از مبادى تصديقى حجّت خطابى مقبولات در مقابل مشهورات و مظنونات است . 10 . شهادت حال مطلب دهم از مطالب باب اوّل خطابه ، و جزء ششم از اجزاء خطابه ، « شهادت حال » يا قرينهء حاليّه است . شهادت حال نيز مثل شهادت قال ، از اقسام نصرت و شهادت